شما از نسخه قديمي مرورگر اينترنت اکسپلورر استفاده ميکنيد، اين کار کامپيوتر شما را در معرض خطر برنامه‌هاي مخرب قرار ميدهد، همچنين توانايي استفاده از برخي امکانات اين سايت را از دست ميدهيد.

براي امنيت بيشتر و استفاده بهتر از امکانات سايت از يکي از مرورگرهاي فايرفاکس، کروم، سافاري استفاده کنيد و يا مرورگر خود را بروز کنيد

X
نمایش مطالب

امام جعفرصادق(ع)

› یکدیگر را دوست بداریم

(حفض بخترى ) گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که مردى وارد شد. حضرت به من فرمود: او را دوست دارى ؟ عرض کردم : آرى حضرت فرمود: چرا او را دوست نداشته باشى در حالى که برادر تو مى باشد و شریک دین و یاور تو علیه دشمنت و روزى او هم بر عهده دیگرى است . (۱۱۸) امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه مردى رادوست داشتى او را ازآن آگاه گردان زیرا اعلام محبت ، دوستى میان شما را پابرجاتر مى کند.  ...

› رضا به قضاى الهى

اعشى گوید: به محضر امام صادق علیه السلام رسیدم تا از فرزند بیمار او عیادت کنم ، دیدم امام علیه السلام بر درب منزل ایستاده است و بسیار اندوهگین و ناراحت است . عرض کردم : فدایت شوم بچه در چه حالى است ؟ امام علیه السلام فرمود: به خدا سوگند حال آشفته اى دارد. آن گاه وارد خانه شد و مدتى ماند و سپس با روى گشاده بسوى ما بیرون آمد در حالى که غم و اندوه از او بر طرف شده بود آنگاه فرمود: دوست داشتم...

› حقوق مومن

داود بن حصین گوید: ما چهارده نفر بودیم که در محضر امام صادق علیه السلام بودیم ، ناگهان حضرت عطسه کرد اما کسى به او چیزى نگفت . حضرت فرمود: آیا جواب عطسه را نمى دهید؟ از جمله حقوق مومن بر مومن این است که چون بیمار شود او را عیادت کند و چون بمیرد بر سر جنازه اش حاضر گردد و چون عطسه کند جواب عطسه او را بدهد و چون او را دعوت کند دعوتش را بپذیرد. امام باقر علیه السلام هرگاه عطسه مى کرد به...

› سرمایه ولایت

مردى به محضر امام صادق علیه السلام رسید و از فقر و تنگدستى شکایت کرد. امام علیه السلام به او فرمود: این طور نیست که تو مى گویى و من تو را فقیر نمى دانم . عرض کرد: سرور من به خدا سوگند شما از وضع من خبر ندارى و نمونه هایى از فقر خود را ذکر کرد و امام علیه السلام سخن او را نمى پذیرفت تا اینکه از او سوال کرد اگر صد دینار به تو بدهند حاضرى از ولاین ما دست بردارى و از ما برائت جویى ؟ ...

› نیکوکارى بدون تقوا

نفضل بن عمر گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که موضوع اعمال مطرح شد، من گفتم : عمل من به چه اندازه کم و ضعیف است ! حضرت فرمود: عمل کم باتقوا از عمل زیاد بى تقوا است . عرض کردم : چگونه عمل زیاد بى تقوا است . عرض کردم : چگونه عمل زیاد بى تقوا مى باشد؟ فرمودند: مانند مردى که از غذاى خود به مردم مى خوراند وبا همسایگانش مهربانى مى کندء در خانه اى به روى مردم باز است اما وقتى درى از حرام بر...

› شخصیت علمی امام جعفر صادق (ع)

آنچه به دوره امامت حضرت امام صادق(علیه السلام) ویژگی خاصی بخشیده، استفاده ازعلم بی کران امامت، تربیت دانش طلبان و بنیان گذاری فکری و علمی مذهب تشیع است. در این باره چهار موضوع قابل توجه است: الف ـ دانش امام. ب ـ ویژگی های عصر آن حضرت که منجر به حرکت علمی و پایه ریزی نهضت علمی شد. ج ـ اولویت ها در نهضت علمی. د ـ شیوه ها و اهداف و نتایج این نهضت علمی. دانش امام شیخ مفید می نویسد: آن...

› ارزش نیکى به والدین

 (عمار بن حیان ) گوید: به امام صادق علیه السلام خبر دادم که فرزندم اسماعیل به من نیکى مى کند. حضرت فرمود: من اسماعیل رادوست داشتم و بااین خبرى که دادى او را بیشتر دوست مى دارم . آنگاه فرمود: وقتى خواهر رضاعى پیامبر صلى اللّه علیه و آله به محضر اوآمد چون نگاه آن حضرت به او افتاد از دیدنش مسررو شد وزیر انداز خود را براى او پهن کرد و وى را برآن نشاند، آنگاه با او شروع به صحبت کرد و مى...

› دعایم به اجابت نمى رسد

راوى مى گوید: امام صادق علیه السلام عرض کردم : دو آیه در کتاب خدا وجود دارد که آن دو را مى جویم ولى نمى یابم . امام علیه السلام فرمود: آن دو آیه کدام است ؟ عرض کردم : سخنن خداوند عز و جل که مى فرماید: ادعونى استجب لکم بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را  و ما او را مى خوانیم و اجابتى نمى بینیم . امام علیه السلام فرمود: گمان کرده اى خداوند خلاف وعده کرده است ؟ عرض کردم : نه فرمود: پس چرا اجابت...

› بى اعتبارى شراب خوار

        اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام مقدارى پول نقد داشت و مطلع گردید مردى از طایفه قریش مى خواهد به یمن برود، به خدمت پدرش رسید و عرض کرد: فلانى مى خواهد به یمن برود ومن هم مقدارى پول دارم ، آیا صلاح مى بیند که آنها را به او بدهم تا مقدارى اجناس برایم خریدارى کند و از این راه سودى برده باشم ؟ امام صادق علیه السلام فرمود: اى پسر! آیا نمى دانم او...

› صله ارحام

(صفوان جمال ) گوید: میان امام صادق علیه السلام و عبداللّه بن حسن بحث و مجادله شد و به جنجال کشیده شد بطورى که مردم دور آنها جمع شدند و در حالى که شب بود از یکدیگر جداشدند. صبح روز بعد که من بدنبال کارى از منزل بیرون آمدم دیدم امام صادق علیه السلام درب منزل عبداللّه بن حسن ایستاده است و به کنیز او مى فرماید: به ابى محمد عبداللّه بن حسن ) بگو به درب خانه بیاید. عبداللّه بیرون آمده و گفت :...

امام حسین (ع)

› یکى به بدان

شخصى در محضر امام حسین علیه السلام گفت : نیکى کردن به نااهل ضایع مى شود. امام علیه السلام فرمود چنین نیست ، احسان همانند باران تندى است و به نیک و بد مى رسد

› رد غیبت

شخصى نزد امام حسین علیه السلام دیگرى را مورد غیبت قرار داد.حضرت فرمود: دست از غیبت برادر که نان خورش سگها جهنم اسست

› بخشش

روزى امام حسین علیه السلام در گوشه اى از مسجد پیامبر صلى اللّه علیه و آله نشسته بود. مردى عرب نزد او آمد و گفت : یابن رسول اللّه من باید یک دیه کامل بپردازم و توان اداى آن را ندارم . نزد خودم مى روم و از کریمترین مردم درخواست مى کنم و کسى را کریمترین مردم درخواست مى کنم و کسى را کمتر از اهلبیت رسول خدا صلى اللّه علیه و آله نمى شناسم . امام حسین علیه السلام فرمود: اى برادر عرب من سه سوال...

› بخشش

(انس ) گوید: نزد امام حسین علیه السلام بود که کنیزى براو وارد شد و یک دستهگل به او تقدیم کرد. امام علیه السلام به او فرمود: تو را بخاطر هخدا آزاد کردم . انس گوید: من گفتم : او یک دسته گل که بهائى ندارد براى تو آورد آنگاه او را آزاد مى کنى ؟ امام علیه السلام فرمود: خداوند این گونه ما را ادب کرده و رد قرآن فرموده است : و اذا خییتم بتحیه فحیوا باحسن منها اوردوها یعنى : هر گاه مورد تحیتى...

› دعوت فقرا به صزف غذا

یک روزی امام حسین علیه السلام از کنار مساکین عبور مى کرد که دید پلاسى پهن کرده و تکه نانى بر گذارده اند و مشغول خوردن هستند. حضرت به آنها سلام کرد و ایشان هم جواب سلام او را دادند. آنگاه وى را دعوت کردند تا باآنها غذا بخورد. امام علیه السلام هم کنار آنها نشست فرمود: اگر غذاى شماصرقه نبود باشماهم غذا مى شدم . شپش فرمود: به منزل من بیاید. فقرا هم به متزل آن حضرت رفتند و امام علیه السلام به...

› یزرگوارى امام حسین علیه السلام

شخصی به نام (عصام بن مصطلق ) گوید: روزى به مدینه وارد شدم و حسین بن على علیه السلام را با قیافه اى جذاب مشاهده کردم و به شگفت آمدم آنکاه هر چه از حسادت نسبت به پدرش در دل داشتم آشکار کردم . گفتم : تو فرزند ابوتراب هستى ؟ جواب داد: آرى ، من هم او و پدرش را مورد برگوئى بسیار قرار دادم . آنگاه (زروى عطوفت و مهربانى به من نگاه کرد و این آیات را تلاوت کرد: و امر به نیکى کن واز انسانهاى جاهل...

› صلح طلبى

در بین امام حسین علیه السلام و برادرش محمد حنفیه نزاعى پیش آمد. محمد حنفیه نامه اى به او نوشت و در آن نامه آورد: اى برادر! پدر من و تو على علیه السلام است ، بنابراین نه تو از این جهت بر من فضیلت دارى و نه من بر تو فضیلتى دارم . اما مادر تو فاطمه علیه السلام دختر رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله است و اگر سراسر زمین پر ازطلااز آن مادر من باشد هرگز بامادرى تو برابرى نمى کند. پس هنگامى که...

› برخورد با دشمنان

روزى مروان بن حکم به امام حسین علیه السلام گفت : اگر شما مادرى چون فاطمه نداشتید که به آن افتخار کنید چه چیزى داشتید که به آن افتخار کنید؟ علیه السلام برخاست و بادستهاى قوى خود گلوى مروان رافشار داد و دشتارش را بر گردنش پیچید تااینکه بیهودش شد آنگاه او را رها کرد. و رو به عده اى از قریش کرد و فرمود: آیا در روى زمین کسى به غیر از من و برادرم محبوبتر نزد رسول خدا صلى اللّه علیه و آله بود؟...

› رعایت شخصیت فقیر

مردى از انصار به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و از او در خواست کمک کرد. امام علیه السلام فرمود: اى برادر انصارى آبروى خود را از درخواست حضورى حفظ کن و حاجتت را در نامه اى بنویس من انشاء اللّه به آن عمل کرد به گونه اى که شاد گردى . آن مرد هم در نامه نوشت : اباعبداللّه ! فلان شخص پانصد دینار از من طلبکار است و بر گرفتن آن اصرار مى ورزد، به او بگو به من مهلتى بدهد. لیه السلام نامه...

حضرت فاطمه (س)

› تسبیح فاطمه علیه السلام

امیرالمومنین علیه السلام به مردى از طابفه بنى سعد فرمود: آیا مى خواهى از وضع خود و فاطمه براى تو سخن بگویم ؟ فاطمه آنقدر با مشک آب آورد مه آثار به دوش گرفتن مشک بر بدنش پیدا شد و آنقدر آسیا کرد که دستهایش پینه بست و آن چنان در نظافت خانه کار کرد که لباسهایش گرد آلود شد و بقدرى آتش در زیر ظرف غذا روشن کرد که لباسهایش گرد سیاه گردید وصدمه زیادى از این کارها دید. به او گفتم : اگر نزد پدرت...

نمایش ۱ - ۲۰ از ۶۲ نتیجه
بخش های هر صفحه
صفحه از ۴